عاقبت از ماتم این غم
تو ما را رسوای عالم میکنی
با همه رندی ، تنم را بر منم
مغلوب و محزون میکنی
تا طلب کردم به خلقم
خلقتم را معنی می کنی
از نبودت تا به بود ام
تو منم را از منم ، من میکنی
من نمی دانم تو در عمق کدامین مطلبم دفنی
که
هر شب از بین لغات این حرف را دم می کنی
با تو نامم را سرشت ام
از تو مشقی تازه
نوشتم
خود ندانستم
چه احساسی را که کُشتم
تا تو را من کرشت ام
#دردا