2015/02/27

93

روزها به گونه ای میگذرد
که
گوئی
امسال قصد تمامی ندارد
اما
خوب می دانم
پایان شب سیه
سپید است

#دردا

2015/02/23

پرواز

اوقاتی
پرواز
می طلبم
من
پرنده
بی پرواز
زمین ام
آخر

#دردا

عبید

من ام که عبد و عبید تو ام
چگونه فراموش کنم عشق بازی با تو را
من ام که کودک خام ام
به رفتار در برابر کرامت ات
چه خوش سلطنتیست
بندگی به تو ای جانا
مرا به وقت اش
پاکیزه بپذیر
همین است خواسته ام
به اسم ات قسم

#دردا

2015/02/22

باران

قطرات باران
ذبح خیال خام من است
که
یاد تو را
غسل خواهد داد از ذهن من

#دردا

فراری

فراری شدم
از
هیاهوی و این همهمه
من حبسی به عمق تنهایی خدا میخواهم کنون
سکوت باشد
و
من
همین

#دردا

2015/02/17

دزدان من

یادم هست
آنقدر بلند فکر میکردم
زمانی
آنقدر دزدیدند افکارم را
به آهسته و یواشکی عادت نداشتم
و
ندارم
برای همین دیگر فکر نمیکنم
همین هست احوالم

#دردا

خیال

شب ها که به خواب می روم
مسافرم به خیال خوب خود
دنیای زیبای پرواز با هر قدم
رفتن به عمق آسمان
پریدن تا به انتهای اقیانوس آبی ام
بودن با تمام خاطرات خوب
و
فراموش کردن نبودن ها
مهربان می شوم
و
بدون درد

#دردا

بهانه

میشود
باران بهانه ای
که در سختی و تلخی ترافیک
اراده کنی و از حبس در اتومبیل ات
خارج شده
و
خیس شوی
احساس تازه ای از آدم بودن است
که گم کرده بودم اش

#دردا

2015/02/16

ذهن

اعتقاد دارم افکار هر شخصی قسمتی از شکل خدای درون اوست ، پس با فکر کردن به زیبایی ها خدای زیبا و به مهربانی ها ، خدای مهربانی را کنار خودت خلق کن
خیلی سخت‌نیست
خیلی آسان تر از با پلیدی بودن
و
خلق بدیست

#دردا

مشکلات

بعضی از سنگ های مقابل راه را نمیتوان برداشت
اما
میتوان از روی آن رد شد
با همه سختی هایش

#دردا

2015/02/15

دوست دارم

باقی عمرم
خانه ای حیاط دار داشته باشم
حوض داشته باشد
در زیرزمین خانه سفالگری کنم
یادم هست
از کودکی گل بازی را دوست داشتم
و
دارم
دوست دارم

#دردا

2015/02/14

بهمن

رسماً اعلام می داریم
بهمن ۹۳
بهمن خونین بوده برای ما
از زمین و آسمان می بارد
الحمدالله علی کل الحال
دمت گرم اوستا کریم

#دردا

دلم

دلم گرفته است
دل است دیگر
گاهی دوست دارد بگیرد
افسوس
برای من گاهی هایش
همیشگی است

#دردا

2015/02/11

ناب

میشود
خراب بود
مثل ساز شکسته ای
که تنها ساز است
ولی
کوک نیست

#دردا

2015/02/10

جان

کاش به لابلای زلف تو گم شوم
و در سیاهی اس غوطه ور
چی می شود
اگر به زلف کمند تو
مرا حبس کنند
به لبانت اعتراف کنم
به لمس تن حد زنند

#دردا

دیدی

دیدی
برف هم نبارید
بیخودی چکمه هایمان را از گنجه بیرون کشیدیم و دستکش هایمان کنار طاقچه گذاشتیم
وعده ای بیهوده بود
رفتن ات همه سردی را به خود گرفت
و
زمستان روسیاه شد

#دردا

2015/02/09

س ص

گاهی سقوط
یا
صعود
هر دو بازی برنده است
زیرا پایان دارد
و
سختی و درد تحمل لحظه را ندارد
از معلق بودن بیزارم

#دردا

والا

یه بغل هائی هست
کاش تموم نشه
ولی میشه
خب
،
والا

#دردا

تاس

تاس وقتی نقش نیاید
حال تو باز بیندازش
نمی نشیند لامذهب

#دردا

2015/02/08

م ا

ما حاصل ایام مکرریم
تکرار بیهوده ترین موثریم
از ثانیه غافل
درگیر قرنها شدیم
امروز را گم کرده
فردا را فروخته ایم
مفتخر بی دیروزمان
ما چه نسل مزخرفیم
همان بهتر که نعره گاوی بخوانندمان

#دردا

2015/02/07

خراب

حالم خراب است
و
تو نمی فهمی
و
این درد است
نه زیستن
بدان و بفهم

#دردا

خاطراتم

در لابلای دفتر خاطرات ام
من اوراق  گم شده ای دارم
که فراموش نکرده ام آن را
کودکی های بی بهانه را
نوجوانی پر از التهاب
جوانی پر شور را
و
روزگار حال را
نمی دانم

#دردا

خانه

کاش در عمیق ترین قسمت
تنهائی
میشد
خودم را حبس کنم
که
فراموش کنم تو نیستی
و
من از سنگینی یک دنیا نداشتن ات
له شده ام

#دردا

زیست

زیست میکنم بدون تو
زیست میکنم به یاد تو
بر این  دو درد
درد مضاعفی یافتی خبرم کن
به حبس نگاه و صدایت محبوسم
خاطراتت زندانبان خیالم شده
چه ساده بی چاره شدم

#دردا

2015/02/05

گول

گهگاه غصه ثانیه های گذشته را میخوری
گهگاه اضطراب رسیدن ثانیه های مانده به صبح را  می کِشی
چه صیغه و چه داستان بی بُعدیست
خلاء در زمان انتظار و افسوس
چقدر ثانیه ها تاثیر در داشتن حال خوب
و
خراب کردنش دارند
چقدر درد دارد
گاهی خسته میشوم از دویدن
حتی قدم زدن
دلم ایستادن میخواهد
یا نشستن در نقطه
و خیره شدن به دور دست ها

#دردا

2015/02/04

ترانزیت

همیشه همینطور بوده
سنگین ترین بارها را کامیون های کمرشکن می برند
خاصیت زندگی این است
کمرت که شکسته باشد
بارت را سنگین تر میکنند مردم برایت

#دردا

2015/02/02

سوخت

دستم دو روزه سوخته است
دلم  ، سالهاست
اما
دست ام  خوب شده
ولی دلم  ، نه
آخر این چه سوختن است؟
که درمان نمی شود

#دردا

بی خوابی

خوش آن بکارت اوقاتی
که به کلام با دوست پاره شد
خوش آن نطفه ای
که با یاد دوست بسته شد
به ثانیه ثانیه اش می توان زندگی کرد
و خاطره ساخت

#دردا

2015/02/01

بگذار

بگذار قدم بزنم با تو
قدم زدن با تو حتی در خیال هم زیباست
بگذار دستانت را بگیرم
دستانت به وهم هم ،  گرم است
بگذار منتظرت بمانم
انتظار برای تو چقدر شیرین است

#دردا