2014/09/12

یاقوت

از کودکی سنگ های رودخانه را دوست داشتم ، نمی دانم چه احساسی بود و هست اما گوئی  قلقلک ام می دهند این سنگ ها ، وقتی خیس هستند و براق ، خود زندگی اند و نفس می کشند ، گهگاهی گنج ام بودند و شاید هنوز هم باشند ولی خب کمتر کسی هست که این احساس مرا درک کند و برایش جذاب باشد ، این روزها دوست دارم کودک درونم را نگه دارم  تا اسیر رودخانه شود و باقی را دفن کنم

#دردا

No comments: