شب بود که در خواب ام طوفان شد بیخواب شدم و من فهمیدم خطر را اما چه میتوان که وقتی مقدر است از دست آدمی هیچ چیز ساخته نیست و همین بود که به انتظار بودم و منتظر اما خداروشکر که بد تر ز این نشد تنها سر دخترم شکسته شد
#دردا
Post a Comment
No comments:
Post a Comment