کمی از دست این ، من ام
خسته
به آرامی کنار این ، تن ام
بنشست
ه
ولی با خود مروری می کند
این من درونِ تن
و سودای نبودن را زمزمه کرده
به بودن های بی معنی رسیده
به سرداب درون تن
به گرمای درون من
چه بیهوده دویدن ها
چه گستاخانه صبرائی
تمام اش میکنم هر هجو ثانیه
برای با تو نبودن را
ستاره جان
#دردا
No comments:
Post a Comment