مرا چه گمشده ایست در باران
ز من چه همهمه ایست از بازار
سکوت تاریک تنهایی را
شکسته آن قدم زدن هایت
تو را رسیدن بهار چقدر نزدیک است
ز تو به انتظار سراب ز لب لبریز است
هلاک حرمت کلماتم شدم ای حافظ
ولی هنوز اسیر این تک بیت ام از بی دل
منی که لفظ شراب میشستم از روی کتاب
زمانه کاتب دکان می فروشم کرد
#دردا
No comments:
Post a Comment